احمد على خان وزيرى

93

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

ص 16 شاه نعمت اللّه ولى كوهبنانى كرمانى سيّد نور الدّين ، پسر مير عبد اللّه ، از عرفاى معروف و مؤسس سلسلهء نعمت اللهيه كه در سال 730 ق در كرمان به دنيا آمد . پس از كسب مقدمات علم نزد شيخ ركن الدّين شيرازى ، شيخ شمس الدّين مكى ، جلال الدّين خوارزمى و قاضى عضد الدّين به سير و سلوك پرداخت . آنگاه به كرمان بازگشت و خانقاهى بنا نهاد و سلسلهء نعمت اللهى را تأسيس كرد . سال‌ها در عراق عرب زيست و به تحصيل پرداخت . سپس به هرات ، مرو ، بلخ و سمرقند رفت و به ارشاد خلق همت گمارد . او بيست و پنج سال آخر عمر خود را در كرمان گذرانيد و طرفداران زيادى پيدا كرد . نيز در بين سلاطين دكنى تقربى خاص داشت . عاقبت در سال 834 ق درگذشت و آرامگاهش در ماهان زيارتگاه فرقهء نعمت اللهى است . در باب تاريخ مرگ او روايات متفاوتى ذكر شده است . برخى سال 827 ق و گروهى نيز 837 ق را ذكر كرده‌اند . اصطلاحات صوفيه ، مكاشفات ، تعريفات ، مراتب وجود ، مجمع الآثار ، بيان نفس از جمله آثار اوست . نك : تاريخ ادبيّات در ايران ، ج 4 ، صص 228 - 233 ؛ تاريخ نظم و نثر ، صص 187 - 190 ؛ مجمع الفصحا ، ج 2 ، صص 98 - 101 . ص 37 شبيب ابن يزيد شيبانى پسر نعيم شيبانى ، از رؤساى خوارج در عهد عبد الملك بن مروان كه بر سر بيت المال از حجّاج بن يوسف ثقفى رنجيد و در سال 76 قمرى به خوارج پيوست . او همراه صالح تميمى در عراق بر عليه حجّاج شوريد و بارها سپاه حجاج را شكست داد . يك بار نيز وارد كوفه شد و در مسجد كوفه نماز خواند . حجّاج به تعقيب وى برخاست ، شبيب از كوفه خارج و به طرف اهواز رفت . در آنجا زايدة بن قدامه ، سردار معروف حجّاج را شكست داد و به قتل رساند . پس از آن چون ديگر سرداران را كه حجّاج به مقابله‌اش فرستاد ، شكست داد و كشت ، خود حجّاج به جنگ وى رفت امّا نتيجه‌اى نگرفت . از اين‌رو ، حجّاج در سال 77 ق ، سفيان بن ابرد كلبى را به دفع او فرستاد كه شبيب اين بار هنگام عبور از پل اهواز از اسب به زمين افتاد و جان سپرد . جسد وى را گرفته و سرش را به كوفه نزد عبد الملك فرستادند . نك : روضة الصفا ، ج 5 ، صص 2379 - 2390 .